آموزش دانش کفّاره گناهان بزرگ است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
آهنگ جواني-عاشقانه
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونيــک  ||  RSS  ||  Atom  ||
   1   2      >
+ ظرفيت خواستن

کيهان :: سه‏شنبه 13/1/1387 ساعت 1:47 عصر

دو مرد ماهيگير

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .
هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .
هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

نوشته هاي ديگران()

+ حکايت عشق

کيهان :: سه‏شنبه 13/1/1387 ساعت 1:46 عصر

 
زير درخت انار
ليلي زير درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.
گلها انار شد داغ داغ.هر اناري هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند.دانه ها توي انار جا نمي شدند.
انار کوچک بود.دانه ها ترکيدند.انار ترک برداشت.
خون انار روي دست ليلي چکيد.
ليلي انار ترک خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود.
کافي است انار دلت ترک بخورد.

__________________
اعتماد کن به دلي که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ,  و به دلي که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن  بلد است .

نوشته هاي ديگران()

+ به مناسبت سال نو

کيهان :: چهارشنبه 29/12/1386 ساعت 8:4 عصر

گلها جواب زمين هستند به سلام افتاب


 نه زمستاني باش که بلرزاني


  ونه تابستاني که بسوزاني


  بهاري باش که بروياني


 


نوشته هاي ديگران()

+ متني از فتانه شاعر معاصر

کيهان :: چهارشنبه 29/12/1386 ساعت 7:5 عصر

دريا بيکران است و زورق من کوچک به تو توکل ميکنم که همه را حمايت ميکني با من بمان که ظلمت شب از راه


ميرسد وقتي که هيچ ياوري نيست و آسايش گريخته است خدايا با من بمان چه کسي جز تو مي تواند پناه


 ترسهايم باشد چه کسي جز تو مي تواند راهنما و پشتيبان من باشد با من بمان اگر بامن بماني ديگر اشکهايم سوزنده نيستند مرگ هم تلخ نيست اگر با من بماني هميشه پيروزم.


 


نوشته هاي ديگران()

+ شعري از شاعر معاصر فتانه به مناسبت سال نو

کيهان :: چهارشنبه 29/12/1386 ساعت 6:58 عصر

بيا که کنون زمان پيروزي ؛ زمان گر گرفتن درختان احساس با شکوفه هاي آرزو و واقعيت است بيا که زمان به


  شکوفه نشسته است و مزرعه وجود من به بار نشسته استو هنگام برداشت گندم هاي طلايي عشق از


 مزرعه روح و گندم زار دل است .تا افق پهناور بنگر و ببين که تا چشم کار مي کند گندم است بيا اينک اسمان


 است  که به زمين رسيده است و خورشيد مي تابد و خدا اينجاست و خدا را در اين گندم زار مي بينم خدا پيش من  است بيا تا خداوند را ببيني.


 


نوشته هاي ديگران()

+ تقديم به دلهاي عاشق

کيهان :: پنجشنبه 2/12/1386 ساعت 1:43 عصر

خدانگهدار عزيزم
اما نميشه باورم
توي چشام نگاه نکن اين لحظه هاي آخرم
آخه چطور دلم بياد
چشماتو گريون ببينم
ميرم ولي اين و بدون
چشم انتظارت ميشينم
ميرم ولي گريه نکن
نذار از عشقت بميرم
اگر توو اوج بي کسي
با عکست آروم بگيرم
ميرم ولي بدون يکي
خيلي تو رو دوست داره
يکي که از دوريه تو
سر به بيابون ميزنه
خدانگهدار عزيزم
خدانگهدار
خدانگهدار عزيزم
دارم ميرم از اين ديار
اينجا کسي منو نخواست
تو هم منو تنها بذار
اينجا غريب بودم
ولي هيچکي نپرسيد از کجام
مسافرم بايد برم
گريه نکن خدا نخواست
دوسم نداشتي اما من
عادت کردم به بودنت
غريب بودم نا مردما
تو رو ازم ربودنت
ميرم ولي اينو بدون
فقط تويي دليل بودنم
مهمون نوازي کردنت
ميرم ولي گريه نکن
نذار از عشقت بميرم


   


نه باورم نميشه که
تو منو از ياد ببري
تولدم شد بي وفا
از تو نيومد خبري
چشماي من خشک شد به در
حالا کي بي وفا تره
بال و پرش دادم ولي
ديگه واسم نمي پره
اينو بدون دستاي من
گرمي دستاتو مي خواد
تورو به عشقمون قسم
اون روزارم يادت بياد
حتي ديگه خدامونم
حتي ديگه خدامونم
به داد ما نمي رسه
گريه نکن که دستمون
به دست هم نمي رسه
تورو خدا بهش بگين
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا
خوشي به من نيومده
بهش بگين سراغشو
از کس و ناکس ميگيرم
بهش بگين اگه نياد
تو انتظارش ميميرم
آخه چرا نگاه اون
چنگي به دل نميزنه
ميگن يکي تو قلبشه
جونمو آتيش ميزنه
فقط خدا ازت مي خوام
دست تويه دستاش بذارم
جز آرزويه ديدنيش
هيچ آرزوي ندارم
بازم ميگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگيره
برگرد بيا به کلبمون
تا سرو سامون بگيره

ببخش اگه قسمت نشد
تويه چشات نگاه کنم
يا سر رو شونه ات بذارم
اسم تورو صدا کنم
تو هم منو بذار برو
اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کيو دارم
دليله رفتنت چي بود
اون که نخواست پيشم باشي
بايد خودش صبرم بده
خدا گرفتي عشقمو
جواب قلبمو بده

حتي ديگه خدامونم
به داد ما نمي رسه
گريه نکن که دستمون
به دست هم نمي رسه
تورو خدا بهش بگين
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا
خوشي به من نيومده
بهش بگين سراغشو
از کس و ناکس ميگيرم
بهش بگين اگه نياد
تو انتظارش ميميرم
آخه چرا نگاه اون
چنگي به دل نميزنه
ميگن يکي تو قلبشه
جونمو آتيش ميزنه
فقط خدا ازت مي خوام
دست تويه دستاش بذارم
جز آرزويه ديدنيش
هيچ آرزوي ندارم
بازم ميگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگيره
برگرد بيا به کلبمون
تا سرو سامون بگيره


  


عاشق عشق که مي افتم
تو ميگي دوست ندارم
تو بگو وقتي که نيستي
دست تو دست کي بذارم
تو بگو وقتي نباشي
کي واسم قصه بخونه
کي به تو گفته عز
يزم


که تو رو دوست ندارم

shab bi setare

نوشته هاي ديگران()

+ مگه ميشه

کيهان :: چهارشنبه 9/8/1386 ساعت 12:3 عصر


مگه ميشه؟


توي کوچه هاي خلوت راهيه عشق تو بودم


راهي ترانه هايي که براي تو سرودم


زير لب مي خوندم آروم تک تک ترانه هاتو


به اميدي که دوباره ميشنوم بازم صداتو


ولي هرچي انتظار کشيدم نيومدي


هرچقدر تو کوچه ها قدم زدم نيومدي


همه ي ترانه هام توي گريه گم شدن


زير پام خيس شد از اشکام تو بازم نيومدي


به خودم مي گفتم هرجا که باشي مياي سراغم


آخه گفته بودي جز تو هيچ کسي رو دوست ندارم


باورم نمي شد از من ببري واسه هميشه


آخه گفته بودي عشقت توي جونم کرده ريشه


گفتم آخه مگه ميشه تو به ياد من نباشي


مگه مي شه که بخواي تو بري و از من جدا شي؟


نوشته هاي ديگران()

+ ترا نه

کيهان :: چهارشنبه 9/8/1386 ساعت 12:0 عصر


نرو


سرتو انداختي پايين راتو کشيديو ميري


انگار نه انگار که يه روز مي گفتي بي من ميميري


داري ازم دور ميشي و نگاهمم نمي کني


اين دفعه راس راسي داري ميري و ترکم مي کني


نرو نرو نمي تونم بي تو دووم بيارم


نرو نرو که بي تو سياهه روزگارم


قول و قرارمون چي شد؟ روياي عاشقونمون


اون همه عطر عشقي که پيچيده بود تو خونمون


اون همه حرفاي قشنگ که واسه ي هم مي زديم


اون همه احساسي رو که هردو ازش دم مي زديم


نرو نرو نمي تونم بي تو دووم بيارم


نرو نرو که بي تو سياهه روزگارم

گل مرداب

نوشته هاي ديگران()

+ ترا نه ها

کيهان :: چهارشنبه 9/8/1386 ساعت 11:58 صبح


اي که با ناز نگاهت دلمو ديوونه کردي


پا گذاشتي توي سينم توي قلبم خونه کردي


اي که وقتي تورو ديدم دل تنهام زير و رو شد


با تو بودن تورو داشتن واسه من يه آرزو شد


طفلي قلب عاشق من به خودش مي گفت هميشه


آرزوي با تو بودن يه روزي راست راستي مي شه


ولي آرزوم بزرگ بود تو به ياد من نبودي


من با تو بودم هميشه ولي تو با من نبودي


تا تو رد مي شدي قلبم از تو سينه کنده مي شد


ميومد پشت چشام و منتظر يه خنده مي شد


تو که اخم مي کردي سنگدل، دل عاشقم مي ترسيد


همش از ترس جدايي حيووني دلم مي لرزيد


من که عاشق تو بودم چرا عشقمو نديدي؟


چرا قلب عاشقم رو تو به خاک و خون کشيدي؟


نوشته هاي ديگران()

+ هشت نغمه

کيهان :: دوشنبه 14/3/1386 ساعت 8:29 عصر


بنام خدا

يک ، دو ، سه ، شروع...
متولد شدم.

نغمه اول:
لا لا لا لا نخواب سرمـــا تو راهــه
هميشه عمر خوشبختي کوتاهه...
حرفي نيست جز لرزش اشک در چشمان کودکيم.
کدام سرما؟

نغمه دوم:
يکي بود يکي نبود...
انگار از همين آغاز حرف از جدايي است.
آن ديگري کيست که از ابتدا قرار نيست باشد؟
چقدر دلم برايش تنگ خواهد شد.

نغمه سوم:
سارا در باران آمد. سارا نان دارد. سارا انار ندارد...
اين سارا کيست که انار ندارد؟
چقدر دلم برايش ميسوزد.
اما نه... احساس ميکنم دوستش دارم.
کاش اناري بخرم.

نغمه چهارم:
علم بهتر است يا ثروت...
علم بهتر است.
نه... ثروت.
نميدانم.
اصلا سارا کداميک را دوست دارد؟

نغمه پنجم:
امان از عاشقي و امان از جادوي نگاه...
ديشب سارا را ديدم.
زير باران.
نان نداشت اما انار سرخي در دست.
انگار کسي زودتر از من او را ديده بود.
کسي که انار داشت.

نغمه ششم:
لا لا لا لا نخواب خواب کــــه دوا نيست
دل ديوونــــه داشتن کـــــه خطا نيست
ميگن دست از سرش بــردار نميشــــه
آخه عاشق شدن که دست ما نيست...
انگار در اين دنيا رسم است که
هر که را دوست ميداري خود عاشق ديگري است.
هر که را دوست ميداري رفتني است.

نغمه هفتم:
مثــل تکنـــــوازي ســاز يـــــه آهنگ ميموني
که تو نيمه هاي شب از يه دل تنگ ميخوني...
من هنوز در فکر تو و انار نداشته ام
و همدم تنهاييم نواي تو است در اين خانه متروک.
اي تکنواز روياهاي کودکي.
کجايي دختر؟
انارت شيرين است؟
هرچه باشد مطمئنم که به سرخي چشمان من نيست.

نغمه هشتم:
ناگهان چقدر زود دير ميشود...
هنوز با تنهايي خود کنار نيامده ، فرصت به پايان رسيد.
بيچاره دلم...
همه عمر در پي چيزي بودي که چون بوسه اي نزديک بود و ناديدني.

... ، سه ، دو ، يک ، تمام
و من مردم.

                


نوشته هاي ديگران()

   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[13/1/1387- 1:47 ع] ظرفيت خواستن
[13/1/1387- 1:46 ع] حکايت عشق
[29/12/1386- 8:4 ع] به مناسبت سال نو
[29/12/1386- 7:5 ع] متني از فتانه شاعر معاصر
[29/12/1386- 6:58 ع] شعري از شاعر معاصر فتانه به مناسبت سال نو
[2/12/1386- 1:43 ع] تقديم به دلهاي عاشق
[9/8/1386- 12:3 ع] مگه ميشه
[9/8/1386- 12:0 ع] ترا نه
[9/8/1386- 11:58 ص] ترا نه ها
[14/3/1386- 8:29 ع] هشت نغمه
[14/3/1386- 8:29 ع] و اما عشق...
[10/9/1385- 4:4 ع] آتش عشق
[10/9/1385- 4:4 ع] چشمه محبت
[10/9/1385- 4:4 ع] من به قفس تن مي دهم
[9/9/1385- 8:11 ع] الفباي عشق
[همه عناوين(36)][آرشيو شده ها]

About Us!
آهنگ جواني-عاشقانه
کيهان[36]
Link to Us!

آهنگ جواني-عاشقانه

Hit
مجوع بازديدها: 2446 بازديد

امروز: 1 بازديد

ديروز: 4 بازديد

Archive


آرشیو نوشته های کیهان [17]

Subjects
کلوپ‏ها
اينترنت
شبکه‏هاي کامپيوتري
جرائم کامپيوتري
کار و تفريح
پارک‏ها
تفريحات سالم
تفريحات ناسالم
سرگرمي‏ها

In yahoo

يــــاهـو

My music

Submit mail

نام:

ايميل: